آدرس وب لاگ جدیدم در بلاگفا: گذشتن
+ نوشته شده در دهم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 8:19 توسط حمید
|
دوباره به حرف صالح ادنانی رسیدم. یک سال پیش پیشنهاد کرد که کتاب "خداحافظ گاری کوپر" رومن گاری رو بخونم. تنبلی کردم تا این روزای تعطیلی فرصت دست داد و سه روز میخکوب این کتاب شدم.
به این دیالوگ توجه کنید:
" جس٬ ملیونها و میلیاردها آدم تو این دنیا هست که همشون می تونن بی تو زندگی کنن. اما آخه چرا من نمی تونم. این درد رو کجا ببرم؟ من نمی تونم بی تو زندگی کنم. کاری که هر کسی می تونه بکنه٬ کاری که از یه بچه پنج ساله هم بر می آد از لنی بر نمی آد. تو هیچ سر در می آری؟"
من کتاب خیلی خوندم اما این کتاب یک چیزه دیگه ست. باور کنید. زبان و دنیاش با هیچ کتابی قابل مقایسه نیست. یک چیزی داره که هیچ کتابی نداره. یک چیزی که آدم نمی دونه چیه اما قلقلکش می ده. باور کنید.